شنبه روز خوبیه، روز پر حوصلگی 🏖️
شنبه رو خوب آغاز کردم. صبح زود بیدار شدم و بیلزنی رو آغاز کردم. ( اشاره به اپلیکیشن Forest) اندک درختانی کاشتم و بعد هم رفتیم خرید برای خونه. بعد هم رفتم حموم و هم خودم حموم کردم هم، حموم، حموم کرد! بس که در و دیوار و کفش رو با مواد شوینده، شُستم. صبح تایمِ درخت کاشتنم مرتبط بود با خوندن یکی از رفرنس های مهم درمانی رویکرد دلخواهم. سعی کردم کمی خود درمانی کنم به کمکش:)))) گاهی احساس نیاز میکنم و دلم مشاور خوب میخواد. ولی مشاور ثابتم دیگه برام کارآمد نبود و البته مسائلی که با شکایت اونها جلسه رو استارت زده بودم هم حل شدند. به هر حال دیگه نمیخوام با ایشون ادامه بدم. از اینها بگذریم، شنبهها رو دوست دارم. بوی استخر میدم الان و بوی خودم رو هم دوست دارم الآن. میخوام بخوابم. اومدم کنار مامان دراز کشیدم و احساس میکنم زمان به عقب برگشته، دوازده سالمه و با مامان از استخر برگشتیم. دوست دارم این حس و حال رو🍋🏖️